الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
482
الغدير ( فارسى )
- ابر آسمان كه از ريزش باران امساك ورزد ، دست دعا به سويش بركشند كه باران بارد . و همو سروده است : - اى سرونازم ! يكره جانب وصال گير كه از هجرت گداختم . - با عاشق زارت مدارا كن كه دواى دردش تو باشى . - اگر از ره احسان خواهان و صلى ، اينك حاضرم . - اگر با هجرانت خواهان هلاكم باشى ، بنگر كه در حال احتضارم . و همو سروده است : - از چه بر اسير عشقت نكوهش آرى ، بعد از هجران و عذاب ؟ نكوهش و سرزنش جفا باشد . - اگرچه دل به مهر ديگرى بستى و اينچنين از ما گسستى ، ولى ما تا روز واپسين پيوند مهرت نگسليم . و از سرودههاى شاعر است : - گويندم : دل را مداوا كن ، باشد كه از مهر « ليلى » خاطرت بيارامد . - هيهات ! كشتهء چشمان جادو و مرواريد دندان ، از دعا و افسون ، كى شفا يابد . هرچند تاريخ وفات ابن عودى ، معلومم نگشت ، اما سال ولادتش 478 هجرى است و عماد الدين اصفهانى هم به سال 554 در هماميّه نزديك واسط او را ملاقات كرده است . با در دست داشتن اين دو تاريخ ، نمىتوان تصور كرد كه بعد از تاريخ 554 فراوان زيست كرده ، و يا عمرش از سال 558 تجاوز كرده باشد ، زيرا با اين احتمال ، ساليان عمرش به هشتاد ميرسد ، و اين جزو نوادر است ، خصوصا در اين شهر و ديارى كه شاعر ما ابو المعالى مىزيسته است . « 1 »
--> ( 1 ) . نقل از مجلة الغرى .